بسمه تعالی

احساس می کنم نفسم تنگ شده است ...

داغش سنگین است ...

بی نهایت دوستش دارم ...

گوشه ای در اتاقم کز کردم و

پخش زنده مراسم حاج محمود رو گوش دادم

و کمی عزارداری کردم‌.‌..

طاقت نیاوردم و وسط گوش دادن

بلند شدم و

سربندی که نام زیبایش در آن حک شده را باری دیگر

در کتابخانه ام گذاشتم....

.... دلم آرام گرفت ....


منبع اصلی مطلب : دل نوشته
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سربند نام مادر...